تبلیغات
پایگاه> تاریخ>فرهنگ>تمدن> ایران باستان - سفال نماد فرهنگ و هنر ایرانی
پایگاه> تاریخ>فرهنگ>تمدن> ایران باستان




سفال نماد فرهنگ و هنر ایرانی [هنر ایرانیان , ]



سفال، نماد فرهنگ مشترك ایران و آسیای میانه

سفال، نماد فرهنگ مشترك ایران و آسیای میانه[1]. براساس مطالعه فرم و تزئین سفالهای فرهنگ جیتون سه مرحله آغازین، میانی و پایانی را طی كرده[2] و هر مرحله عرصه گسترش ویژه ای داشته است. مكانهای دربرگیرنده مرحله آغازین فرهنگ جیتون در اواسط هزاره ششم پیش از میلاد كه زمان ظهور هنر در تركمنستان دانسته شده1، علاوه بر تپه جیتون در چوپان تپه و توگولوك تپه دیده شده2 و مرحله میانی درلایه های بالایی چوپان تپه، توگولوك تپه، بمی، بسیجك تپه، موند جوقلی تپه و چاگیلی تپه بوده است3. فرهنگ مرحله پایانی جیتون هم در بمی و چالیگی شناسایی شده است4. اگرچه ضمن تعریف جامعی كه از تمدن حصار در كتاب تاجیكان آورده شده، به صراحت نوشته شده است كه « خصوصیت دیگر این تمدن از آن عبارت است كه در بین یادگارهای آن هیچ اثری از اسباب و افزار سفالی دیده نمی شود5 » سفالهای دوره نوسنگی در نواحی جنوبی تاجیكستان معروف به فرهنگ حصار و شمال شرق آسیای میانه تا ناحیه سمیرچه نیز یافت شده است6. از عصر نوسنگی در جان باز قلعه خوارزم نیز سفالهای متنوع و فراوانی دیده شده است7.8. مكانهای شاخص استقرار شاخه غربی فرهنگ جیتون تپه های آنو و نمازگاه و مكانهای استقرار شاخه شرقی، آلتین تپه و زیستگاههای واحه جئوكسیور بود9.10. براساس مشخصات سفالهای كشف شده از تپه های آنو، فرهنگ آن منطقه به چهار دوره IA ، IB ، II و III تقسیم می شود. سفالهای فرهنگ آنوی IA در اطراف تجن و واحه عشق آباد در تركمنستان و دره بالای اترك، واحه تهران و نزدیك دامغان در ایران پراكنده شده است11. سفال فرهنگ آنوی IB كه با نمازگاه I هم عصر و مشابه است، در قره تپه نزدیك شهر ارتیق و نمازگاه تپه در تركمنستان و حوالی شهرهای گنبد كاوس و درگز در ایران دیده شده است12. فرهنگ آنوی II كه با نمازگاه II معاصر و حوزه گسترش آن در تركمنستان تپه های یلكین تپه، آنو، قره تپه و نمازگاه و در ایران، دشت درگز، اطراف گرگان و دره اترك می باشد13.1. فرهنگ دوره برنز در تپه آنو از دوره آنوی III شناسایی شده و در تپه نمازگاه آثار دوره های سه گانه IV و V و VI معرف فرهنگ برنز بوده است2. جایگاه این فرهنگ علاوه بر آنو و نمازگاه در خاپوز تپه ، اطراف تجن و ده محل در حاشیه جنوبی تركمنستان و نیز دشت درگز، شیروان، اطراف گرگان و تپه حصار دامغان بوده است3.4، در شهر سوخته سیستان، تپه قشه توت تربت جام5، دشت درگز و محمدآباد گرگان به وفور دیده می شود6. محوطه باستانی جئوكسیور نیز كه خاستگاه دیگر آن فرهنگ است در 20 كیلومتری شهر تجن واقع شده و آثار و اشیا فراوانی كه در آن محل بدست آمده امكان داده است تا نمودار دقیق و كاملی از چگونگی تحول فرهنگهای مستقر در آنها طی هزاره چهارم پیش از میلاد ترسیم گردد7. گستره سفالهای نوع ژئوكسیور در تركمنستان، آلتین پته و خاپوزتپه8، و در ایران لایه های فوقانی شهر سوخته سیستان است9.10.11.1.2 و فرهنگی به نام « كوكچا» را معرفی كرده است3. به اعتقاد « تولستف» بین این فرهنگ با ایران و هند و سیبری و حتی اروپای شرقی ارتباطی وجود دارد4.5. بین سفالهای آن نواحی و سفالهای بعد از هاراپا در هند شباهتهایی دیده شده است6. از دوران برنز تپه های متعددی در ساحل چپ سیردریا در مرز غربی فرغانه كشف و بررسی شده و سفالهای جالب توجهی جمع آوری شده است7.8. در بررسیهای سال 1953 م در نزدیكی شهر اوزگن در قرقیزستان سفالهایی با كیفیت خوب متعلق به دوره برنز به دست آمده است9.10. این فرهنگ در كوه پایه های غرب عشق آباد، آق تپه و نمازگاه تپه به مقدار فراوان دیده شده است. كه ارتباط آنها با سفالهای خاكستری تپه حصار دامغان در ایران غیرقابل انكار و احتمالا در دوران باستان متعلق به جامعه ای با فرهنگ واحد بوده است11.12.1.2.3. مكان با اهمیت دیگر مربوط به این دوره، محوطه باستانی نسا نزدیك عشق آباد است. در ضمن كاوشهای باستان شناسی آن شهر پارتی ظرفها و قطعات مختلف سفال بدست آمد كه از جمله آنها 2800 قطعه سفال مكتوب بود4. دهكده خالچیان در ساحل سرخان دریا، آیاك قلعه در واحه بخارا، زارتپه در ترمز، بیانایمن در واحه سمرقند و تاحیه ورخشا در ازبسمتان، توپراك قلعه در خوارزم، یاوان و پنجكنت در تاجیكستان و مرو در تركمنستان و حوالی جمبول یا تراز در قزاقستان از دیگر مراكز رواج صنعت سفالگری در آن مقطع تاریخی بودند5.6.7.1.2.3 در مرحله دوم تنها شكل ظرفها نسبت به گذشته متنوع تر شده و در مرحله سوم آن فرهنگ در كنار ظرفها پیكرك سر انسان و حیوانات نیز ساخته می شد4.5.6. سفالهایی با آن شیوه در چشمه علی نزدیك تهران و سیلك نزدیك كاشان ساخته می شد7.8.9. در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پ.م قبایلی از ایران به جنوب تركمنستان نفوذ كردند و سنتهای فرهنگی مشخصی را همراه بردند10 و وجوه مشتركی در تكنولوژی و فرم و نقش سفال را در ایران و آسیای میانه موجب شدند به نحوی كه به اعتقاد برخی، فرهنگهای ناحیه جنوب غربی آسیای میانه رابطه و پیوندشان به سوی مراكز مهم تمدن ایران و بین النهرین متوجه است1.2. در دوره نمازگاه V و VI و آنوی III فن سفالگری به بالاترین حد توسعه و تكامل خود رسید از این دوره خرده سفال به جای بقایای گیاهی و ماسه با خمیر سفال مخلوط می شد، تقریبا همه سفالها با چرخ ساخته می شد و در كوره های دو قسمتی با حرارتی بیش از 1400 درجه سانتیگراد پخته می شد، با استفاده از تكنیكهای نوین، توسط سفالگران ماهر حدود 30 گونه متفاوت ظرف سفالی ساخته می شد و نیازهای جامعه را برآورده می كرد3.4. سفالگران دشت درگز و دره های بالای اترك و دشت گرگان و تپه حصار دامغان هم از تكنولوژی دوران برنز، مطرح در زیستگاههای آسیای میانه استفاده می كردند5.1.2.3.4. این نوع سفال كه در ایران به «بدل چینی» معروف است در اكثر مراكز تولید سفال و در كنار ظرفهای سنتی به وفور ساخته می شد و اوج شهرت آن سده های 16 و 17 میلادی بود.5.6 در اوایل دوران نوسنگی پیكركهایی از زنان تنومند ساخته می شد كه تا حد زیادی واقع گرا بود7.1. صنعتگران فرهنگ آنو در دوره برنز از گل پیكره هایی به عنوان بت می ساختند این بتها با پیكركهای دوره قبل تفاوت داشت، به این معنی كه پیكره های كوچك مسطح بودند و از آرایش زیاد برخوردار بودند. در مورد برخی از آنها، وقتی گل بوده اند طرحهایی شبیه درخت یا تصاویر دیگر كنده شده است به عقیده محققان این بتها تجسم ایزدانی نیستند كه معروفیت داشته باشند بلكه انعكاس روح اشیا و حوادثی هستند كه پیش از پیدایش ایزدان وجود داشتند2.3. در عصر جدید توسعه برنز انواعی از مهرهای مسطح رایج بود كه نقش روی آنها موضوعات اسطوره ای را القا می كرد4. سفالهای مهرخورده با این گونه مهرها در جان باز قلعه خوارزم و زمان بابا در دره پائین زرافشان دیده شده است5.6 كه احتمالا جهت شمارش و محاسبه مورد استفاده قرار می گرفته است.7.8.9. در قرن پنجم و ششم پ.م در گیوزلی گیر خوارزم از سفال گلدانهای استوانه ای شكل و یا مخروط ساخته می شد10، در تل برزو نزدیك سمرقند گلدانها و كوزه هایی با بدنه شلجمی قابل مقایسه با نوع یونانی و انواع بشقاب، فنجان و سبو بدست آمده است1. در قرن چهارم پیش از میلاد سفالی جالب و متنوعی در كوی گریلگان قلعه واقع در خوارزم ساخته می شد. در میان آن اشیا تعداد زیادی « ریتون» سفالی با پایه هایی به شكل نیم تنه انسان، اسب و گریفون بود2. ریتونهای فلزی در هنر هخامنشی و بعدها ریتونهای عاجی در هنر اشكانی در ایران و تركمنستان فراوان بدست آمده اند در كوی گریلگان قلعه یك شیی دیگر سفالی كه كاربرد جدیدی از آن را نشان می داد نیز كشف شد و آن یك « استودان» محتوی چند پیكرك انسان بود3. نظیر این استودانها در گورستانی واقع در طراز با جمبول قزاقستان نیز بدست آمده كه در آنها هم پیكرك انسان قرار داشت4.5.6.7.8. بر روی مدالی كه از اوگاریت بدست آمده تصیر احتمالی یك پادشاه و ولیعهد و الهه نیكه نقش بسته و تخت شاهزاده را دوشیزه نگاه داشته است9.10.1. در بایگانی قصر كوه مغ نزدیك پنجكنت تاجیكستان هم انبوهی كتیبه های نوشته شده بر روی قطعه سفالها و ظرفهای سفالی صورت گرفته اما نوشته روی قطعه سفالها عمدتا با خط سیاه بر روی سفالهای پخته شده آمده است. مضمون آن نوشته ها معمولا
نامه های فوری سیاسی، گزارشها، قراردادها، محاسبات اداری و مالی و موضوعات مربوط به ستاره شناسی می باشد
2.3.4.5. كتیبه ها گاه خود به لحاظ جایگاه و منظره عنصر تزئینی برای ظرف محسوب می گردند و در این جهت تا آنجا كاربرد یافته اند كه برخی حروف به شكل جانور و به ویژه مرغ دریایی نوك بلند و گردن دراز تبدیل می شوند6.7. مهم ترین و جالب ترین ویژگی كتیبه های ظروف سفالی مضامین فرهنگی و اخلاقی آنها است كه بر آزادگی ، توكل به خدا، دانش آموزی، خردورزی، صبر و شكیبایی، قناعت، پاكدامنی، جوانمردی و پرهیزكاری تاكید دارد8.1 و انبوهی ظرف سفالی كتیبه دار متعلق به دوران اسلامی از نقاط مختلف ایران در موزه های ایران می باشد2.3.4.5.6.7.1. سفال با نقش چند رنگ در آن زمان به دره های اترك، دشت گرگان و دشت درگز در ایران نیز گسترش یافته بود2.3.4.5. نقشها با دقت و ظرافت ترسیم شده و بیشتر مسبك می باشند. این گونه نقشها در واحه های شمال شرقی ایران و بخصوص یاریم تپه درگز فراوان دیده شده است6. نقشهای پلكانی و دندانه ای و نقش صلیب نیز در اكثر محوطه های مربوط به این دوره مشاهده می شود و دامنه گسترش آن به ساحل چپ سیردریا نیز كشیده شده است. در محوطه های باستانی آن منطقه، در مرز غربی فرغانه نقشهای دندانه ای واره مانند دیده شده است7.8.9.1 سفالهای دوران برنز تپه زمان بابا در وادی زرافشان مشاهده شده و در فرهنگ كوشانی و اسلامی نیز از این روش به كرات استفاده شده است.2. در نقاط مختلف خوارزم و از جمله دركوكچا هم از ظرفهای سفالی دیگ مانندی نام برده شده كه با نقشهای كنده زینت یافته اند3. از جمله موارد دیگر تزئین، نقش برجسته و نقش افزوده بر بدنه ظرفهای سفالی بوده و نمونه هایی از آن در تل برزو نزدیك سمرقند و «یاوان» (وخش) در تاجیكستان مربوط به قرن 3 و 4 میلادی بدست آمده و شیوه كار به این صورت بوده كه سر انسان یا حیوان بر بدنه یا دسته ظرف افزوده شده است4. نمونه جالب سفال با نقش برجسته هم در بیانایمن دیده شده و آن استودانی است كه انسانهایی با جزئیات معماری محیط اطراف بر روی آن بطور محسوسی نقش برجسته است5.6.7.8. حال اینكه می دانیم تزئینات سفال در دوران اسلامی و بخصوص دوره سامانی در آسیای میانه و ایران دامنه ای گسترده داشته است. یكی از پیشرفتهای اسلام در هنر، ظهور نوعی هنر سفال سازی تجملی بود كه احتمالا در قرن هشتم میلادی در عراق و مصر رواج داشت و خاستگاه آن تقلید از فلزكاری و هنر چینی بود اما ساخت و پرداخت اصلی ترین سفالها در ولایات شمال شرقی ایران در سده نهم میلادی آغاز شد و دو مركز عمده سفال سازی سمرقند و نیشابور بود9. سفالهای سده های اولیه اسلام در آسیای میانه بسیار زیبا و بی مانند بود، نقشها با ذوق و سلیقه كشیده می شوند و موضوع آنها عمدتا ساق های گیاهی، نخل، اشكال پرنده و خطوط كوفی، بز با شاخهای بلند، سواران، رقصندگان و اشكال هیولا مانندی بود كه احتمالا ریشه در پیش از اسلام داشتند10.1. بنابراین سفالهای آن عصر بسیار زیبا و پر نقش بود به طوری كه اصالت سفال شمال شرق ایران عمدتادر شیوه تزئین آنها بود2.3.

 

نویسنده : رجبعلی لباف خانیكی – كارشناس خبره و معاون پژوهشی میراث فرهنگی خراسان ,  پایگاه ایراس , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است  

........................................................................................................................................

خلاصه مقاله

سفال، نماد فرهنگ مشترك ایران و آسیای میانه

كلید واژه ها: سفالگری، آسیای میانه، جیتون، آنو، تركمنستان، سمرقند، دشت درگز، تپه حصار

از چگونگی ساخت و پرداخت نخستین ظرفهای سفالی و ماهیت ظهور این پدیده در صحنه زندگی اقوام آسیای میانه اطلاع دقیقی در دست نیست اما حاصل كاوشهای باستان شناسی تاكنون معلوم داشته است كه تپه جیتون واقع در جنوب تركمنستان یكی از خاستگاههای اولیه ظروف سفالی بوده است.

سفالهای مرحله آغازین جیتون با گلی مخلوط با بقایای گیاهی ساخته شده و آن سفالها در سه محوطه باستانی ایران به نامهای تپه سنگ چخماق شاهرود، تورنگ تپه گرگان و یارم تپه گنبد كاوس بدست آمده است.

در نیمه هزاره چهارم پیش از میلاد یا پایان نوسنگی فرهنگ جیتون به صورت دو فرهنگ منطقه ای شرقی و غربی تقسیم شد. بخش غربی دشتهای جنوب غربی تركمنستان و دره سومبار در تركمنستان را با جلگه های مشهد و گرگان در ایران پیوند می داد و بخش شرقی از جنوب تركمنستان تا جئوكسیور گسترده شد كه همانند فرهنگ رایج در دشت درگز و دره رود اترك در ایران بود. فرهنگهای شاخص این دوره ، آنو و نمازگاه در تركمنستان است.

در اواخر هزاره سوم و اوایل هزاره دوم پ.م فرهنگ سفال خاكستری از قلب آسیای میانه ظهور كرد و در شمال شرقی نجد ایران گسترش یافت. شباهت سفالهای خاكستری بدست آمد در كوهپایه های غرب عشق آباد با آثار بدست آمده از تپه حصار دامغان در شمال شرق ایران انكار ناپذیر است، تا جایی كه می توان گفت خاستگاه آنها یك فرهنگ واحد بوده است.

از گورهای دره رودوخش در تاجیكستان سفالهای فراوانی با كیفیت بسیار عالی جمع آوری شده كه به اعتقاد برخی با مهاجرت آریایی ها به تاجیكستان ارتباط دارد. از آن گونه سفالها كه با حضور آریایی ها مرتبط دانسته شده در بسیاری از محوطه های حاشیه كویر ایران و از جمله در تپه سیلك كاشان به فراوانی یافت شده است. در دوران هخامنشی و اشكانی و ساسانی كه بخش وسیعی از سرزمینهای آسیای میانه قلمرو آن امپراطوریها محسوب می شد به شیوه ای یكسان صنعت سفالگری در سراسر ایران رایج بود.

در قرن هفتم میلادی ظهور اسلام در كشورهای آسیای میانه به عنوان یك مذهب فراگیر بر بسیاری از جنبه های زندگی از جمله صنعت سفالگری تاثیر گذاشت. در آغاز شكلها و طرحهای تزئینی تازه ای رواج یافت كه از هنر كهن ایران و آسیای میانه الهام گرفته بود.

در بین سده های نهم تا دوازدهم میلادی سفالگری در آسیای میانه از رونق بسیار زیادی برخوردار بوده و منطقه افراسیاب در سمرقند فعالیترین مركز تهیه انواع سفال به شمار می رفت كه همپای آن در ایران، نیشابور و ری و جرجان بود.

از سده نهم میلادی، سفالهای لعابدار در سرتاسر آسیای میانه و ایران محبوبیت تام یافتند و منطقه افراسیاب در نزدیكی سمرقند و نیشابور در خراسان از جمله مراكز تولید انواع سفال لعابدار بشمار می رفتند.سفالهای تولید شده در آن مراكز با سفالهایی كه در زیستگاههای متعدد ایران ( در مرزهای امروزی) ساخته می شدند از جهت فرم و رنگ و لعاب و نقش وجوه مشترك فراوانی داشتند ودر ساخت نیز ار تكنیكهای یكسان برخوردار بودند.

در سده های سیزدهم و چهاردهم به دنبال یورش مغول ها موضوعات تصویری جای خود را به طرحهای پیچیده گیاهی دادند.

در اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم پیشرفت تازه ای در تولید سفالهای لعابدار حاصل شد و بدلیل تماسهای گسترده بازرگانی بین دولت تیموری و كشورهای دیگر، در سده پانزدهم نوع تازه ای از سفال كه به تقلید از چینی ساخته می شد، در آسیای میانه پدید آمد. مراكز اصلی ساخت آن ظرفها بخارا، شهر سبز، مرو، نسا، اورگنج و سمرقند بود. در ایران این نوع سفال بخصوص در دوران صفویه بسیار جالب توجه واقع شده و رواج فراوان یافت. شباهتهای زیاد گونه ها، فرمها، تكنیك های ساخت، نقشها ، لعابها و كاربرد سفالها تا اواسط قرن نوزدهم میلادی را به جرات می توان از جمله پیوند های فرهنگی – هنری ایران و آسیای میانه به حساب آورد.

مقدمه:

یكجانشینی ایجاب می كرد كه انسان، ابزار و وسایلی متناسب با شیوه جدید زندگی ابداع كند تا نیازهای روزمره خود را به كمك آنها مرتفع سازد. در زندگی یكجانشینی كه توام با دوران گردآوری غذا بود، « ظرف» و جای ذخیره مواد غذایی جایگاه مهمی داشت و انسان آن پدیده مهم و حیاتی را از خاك كه فراوانترین و ارزان ترین مواد و در همه جا قابل دسترسی بود ساخت.

ظرفهای گلی این قابلیت را داشت كه بر اثر حرارت به ماده ای سخت و مقاوم به نام « سفال» تبدیل شود و علاوه بر كاربرد ذخیره، به عنوان ظرفهای كوچك دم دستی و ظرف پخت و پز به طور روزمره مورد استفاده قرار گیرد.

كثرت استفاده از سفال و خاصیت شكندگی آن، تولید انبوه را در پی داشت و بقایای ظرفهای سفالی در محوطه های باستانی و زیستگاههای بشری بیشتر از هر عنصر فرهنگی دیگر باقی ماند.از آنجا كه سفال همواره به عنوان كارآمدترین عنصر از دوران نوسنگی تا دهه های اخیر در عرصه زندگی انسان حضور داشت، مناسب ترین وسیله برای هنرنمایی و تجلی گاه افكار و اعتقادات و علوم و فنون و اقتصاد و ارتباط اقوام و ملتها محسوب می شد. بنابراین مطالعه اشیاء سفالی به جا مانده از اقوام مختلف در زمانهای گوناگون به پژوهشگران امكان می دهد تا از جنبه های گوناگون جوامع سازنده آن اشیاء را بهتر بشناسد.

زمان و مكان رواج شیوه های سفالگری در آسیای میانه

از چگونگی ساخت و پرداخت نخستین اشیاء سفالی و ماهیت ظهور این پدیده در صحنه زندگی اقوام آسیای میانه اطلاع دقیقی در دست نیست و حاصل كاوشها و بررسیهای باستان شناسی تاكنون معلوم داشته است كه «تپه جیتون» واقع در 20 كیلومتری شمال غرب عشق آباد كهن ترین زیستگاه عصر نوسنگی و آغاز دوران كشاورزی در آسیای میانه و یكی از خاستگاههای اولیه ظرفهای سفالی بوده است

مرحله پایانی نوسنگی تا نیمه دوم هزاره چهارم پ.م ادامه یافت و فرهنگ جیتون با پذیرش تغییرات محلی به صورت فرهنگهای منطقه ای درآمد. در این مرحله می توان تقسیم فرهنگ جیتون را به دو فرهنگ منطقه ای شرقی و غربی مشاهده كرد. بخش غربی در دشتهای جنوب غربی تركمنستان و بخش شرقی از جنوب تركمنستان تا
« جئوكسیور » و دشت درگز و دره بالای رود اترك گسترش یافت

تپه آنو شامل دو تپه شمالی و جنوبی در 12 كیلومتری شهر عشق آباد واقع است. تپه شمالی دربرگیرنده سفالهایی از دوره نوسنگی تا دوره برنز و سفالهای تپه جنوبی متعلق به دوره آهن می باشد

هم زمان با فرهنگ نمازگاه III در آنو گسستگی وجود دارد، سفالهای این فرهنگ در قره تپه تركمنستان و دره اترك و شیروان و گرگان و درگز ایران مشاهده شده است

آلتین تپه كه یكی از مكانهای شاخص شاخه شرقی فرهنگ برخاسته از جیتون محسوب می گردد، در دهكده مینا در جنوب شهر تجن در تركمنستان واقع است. این محوطه از 15 لایه باستانی تشكیل شده كه لایه های 9 تا 15 آن مربوط به مرحله پایانی دوره نوسنگی و لایه های 4 تا 8 مربوط به دوره برنز قدیم و لایه های 1 تا 3 مربوط به دوران برنز میانی و متعلق به اواسط هزاره سوم پیش از میلاد است. سفال مربوط به این دوره كه از نوع سفال لایه چهارم نمازگاه است و سطح آلتین تپه را پوشانده

اگرچه در مجموع فرهنگهای جنوب غربی آسیای میانه و عمدتا تركمنستان جنوبی به نسبت كهن تر و متنوع تر از نواحی شرقی و شمال شرقی می باشند اما از دوران برنز و پس از آن نواحی نیز آثار و محوطه هایی وجود دارند كه مطالعه صنعت سفالگری را در گذشته ممكن می سازند: در جان باز قلعه واقع در منطقه خوارزم مقدار قابل توجهی سفال مزین به اثر مهر مربوط به اواخر هزاره چهارم و هزاره سوم پیش از میلاد به دست آمده است

و در دره پایین زرافشان از تپه زمان بابا نیز سفالهایی كشف شده اند كه به شیوه كنده كاری و اثر مهر و نقش تزئین شده و به دوره برنز تعلق دارند


در تاگسیكین از نواحی خوارزم هم قبرستانی مربوط به دوران برنز حفاری شده و علاوه بر اشیا تزئینی برنزی و طلایی مقدار فراوانی ظرف سفالی كشف شده است

در ناحیه دیگری از خوارزم به نام كوكچا هم ظرفهای متنوع سفالی متعلق به اواخر هزاره دوم پیش از میلاد به دست آمده

در دره فرغانه نیز بررسیهای وسیعی صورت گرفته و آن واحه یكی از مناطق مهم باستانی آسیای میانه شناخته شده است. در آن ناحیه دو محوطه باستانی به نام «چوست» و « دال ورزین» وجود دارد كه دارای سفالهایی با طرحهای متنوع متعلق به هزاره دوم پیش از میلاد می باشد

از گورهای دره رودخانه و خش در تاجیكستان هم مقدار متعددی سفال با كیفیت بسیار عالی متعلق به هزاره دوم و اوایل هزاره اول پ.م بدست آمد كه با سفالهای نمازگاه II هم زمان بوده و به اعتقاد لیتوینسكی با مهاجرت آریایی ها از جنوب تركمنستان به تاجیكستان ارتباط دارد

در آغاز هزاره سوم پیش از میلاد پدیده جدیدی در صنعت سفالگری آسیای میانه ظهور كرد و آن ساخت «سفال خاكستری» بود. حدس زده می شود كه فرهنگ سفال خاكستری از نواحی رودخانه های سیر دریا و آمودریا یا شاید قلب آسیای میانه برخاسته باشد

قسمت مركزی نجد ایران نیز از نفوذ آن فرهنگ مصون نماند، در سیلك كاشان جای سفالهای منقوش را سفالهای قرمز و خاكستری گرفت

در گیوزلی گیر واقع در منطقه خوارزم باستان شناسان موفق به كشف بنای بزرگی متعلق به دوران هخامنشی
( سده پنجم پ.م) شده اند. فراوان ترین آثار بدست آمده در كاوشهای آن مكان آثار سفالی مرغوب بوده است، براساس مطالعه سفالها اظهار شده است كه از آن زمان به بعد تولید سازمان یافته و پیشرفته آغاز شده است. نمونه آن سفالها تا باختر ( باكتریا) گسترش یافته است

در دوران سلوكی یا به تعبیری « بلخی – یونانی» صنعت سفالگری در آسیای میانه متحول شد گستره این فرهنگ، تپه افراسیاب، حوالی ترمز، سواحل رود وخش و حوزه سرخان دریا و كوس كریلگان قلعه در خوارزم بود

از دوره های اشكانی، كوشانی ، ساسانی و هپتالی ( سده های دوم پیش از میلاد تا هفتم میلادی) نیز در آسیای میانه محوطه های مختلفی بررسی و كاوش گردیده و امكان مطالعه صنعت سفالگری را در آن دوران فراهم شده است. تل برزو در جنوب سمرقند یكی از آن مكانها است كه مظاهر كیش مزدایی و فرهنگ سغدی را عرضه داشته است. در آن تپه سفال در اشكان و كاربردهای مختلف به فراوانی به دست آمده است

طی سده های هفتم و هشتم میلادی و مقارن ظهور اسلام در كشورهای آسیای میانه صنعت سفالگری در تمامی مراكز تمدنی آن عصر از جمله افراسیاب، مرو، شاش (تاشكند) و فرغانه ادامه داشت كه مانند نیشابور و ری و جرجان در ایران از سنتهای گذشته پیروی می شد. در سده های نهم تا دوازدهم میلادی (سوم تا هفتم هجری) صنعت سفالگری از رونق بسیار برخوردار بود و مركز تولید بهترین نوع سفال منطقه افراسیاب در مجاورت سمرقند بود. اگرچه سفالگری در سرتاسر آسیای میانه رواج كامل داشت اما ظرفهای لعابدار مرو، نسا، شاش، فرغانه، چغائیان و شهركهای منطقه سمیرچه از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار بودند

در ایران آن عصر (مرزهای كنونی) شهرهای نیشابور، توس، كاشان، ری، اصفهان، جرجان، شوش، ساوه و استخر مراكز اصلی سفالگری بودند ولی در دیگر نقاط هم سفالگری رواج كامل داشت

در سده سیزدهم میلادی (هفتم هجری) مغولها بسیاری از شهرهایی را كه مركز تولید سفال در آسیای میانه و ایران محسوب می شدند ویران كردند و در ورند تكاملی این صنعت وقفه ای موقت ایجاد شد اما از اواخر سده چهاردهم پیشرفت تازه ای در صنعت سفالگری ایجاد شد و هنرمندان شهرهای بخارا، شهر سبز، مرو، نسا، اورگنج و سمرقند با روشها و سبكهای جدید فعالیت خود را از سر گرفتند و تا اواخر سده شانزدهم و اوایل سده هفدهم میلادی تغییر و دگرگونیهای محسوسی در صنعت سفالگری آسیای میانه ایجاد شد و ساخت ظرفها و اشیا سفالی با كیفیت نازل تر از گذشته در اكثر شهرها ادامه یافت

روند تكنولوژی سفال

آنچه مسلم است نخستین دست ساخته های سفالی بسیار ساده و صرفا جهت رفع نیازهای فوری ساخته شده اند و نباید انتظار داشت كه سفالگران اولیه به جنبه های زیباشناسی آن توجه زیادی داشته باشند اما از همان ابتدا به استحكام و نفوذناپذیری بدنه ظرفهای سفالی كاملا توجه شده است. در تپه جیتون تركمنستان كه كهن ترین ظرفهای سفالی ساخته شده، جهت استحكام بخشی بدنه بقایای گیاهی به عنوان شاموت یا ماده چسباننده با گل مخلوط شده و احتمالا جهت نفوذ آب سطح سفال قبل از خشك شدن كاملا صیقل داده شده است

در مرحله آغازین فرهنگ جیتون به نظر می رسد كه ظرفهای سفالی را با كپی برداری از سبد می ساختند

در مجموع سفالهای اولیه آسیای میانه كه در جیتون بدست آمده اند ساده و خشن و دست ساز با شاموت گیاه و پخت ناكافی بودند و این تكنیك همزمان در تپه سنگ چخماق شاهرود و دشت گرگان (در ایران) هم رایج بود

سفالهای آنوی IA علی رغم شباهتشان با جیتون در تكنیك، اندكی با آنها تفاوت داشتند، خمیر آنها علاوه بر بقایای گیاهی با ماسه مخلوط شده و خوب ورز داده شده اند و پخت آنها نیز كافی بوده است و برخلاف جیتون بدنه ظرفها عموما نازك بودند

در دوره آنوی IB گل سفال با كاه مخلوط می شد و از خمیر ورزداده انواع ظرف جهت پخت و پز، استفاده روزمره و ذخیره و پیكرك نیز شكل می گرفت.

پیكركهای سفالی آنوی IB به لحاظ فرم و نحوه ساخت با نمونه های بدست آمده از تپه قبرستان دشت قزوین در ایران مقایسه شده اند

طی هزاره های سوم و چهارم پیش از میلاد در صنعت سفالگری آسیای میانه پیشرفت زیادی حاصل شد، از آن جمله كوره هایی ساخته شد كه حرارت در آنها به 1200 درجه سانتیگراد می رسید. آثار سفالی آن دوران به صورت پیكركهای انسان و حیوان هم ظاهر شده اند كه از نظر بیان هنری دارای ارزش بسیار می باشند

تغییر تكنولوژی سفال در آغاز دوره برنز را می توان در فرهنگهای آنوی III و نمازگاه IV و V و VI در تپه های آنو و نمازگاه در جنوب تركمنستان مطالعه كرد.

در این دوره نسبت به دوره های پیش نوآوریهای قابل توجهی رخ داد كه در جهت تكامل ساخت و پرداخت اشیا و ظروف سفالی بسیار موثر و تعیین كننده بود از جمله:

1-كوره های ابتدایی كه در دوره پیشین یك قسمتی بودند با كوره هایی جایگزین شدند كه دارای آتشخانه بودند و در این نوع كوره ها گنجایش بیشتر و امكان پخت بهتر وجود داشت.

2-ساخت سفال با استفاده از چرخ سفالگری رایج شد و تولید انبوه سفالهای مرغوب را ممكن ساخت.

3- علاوه بر ظرفها و پیكركها مهره های سفالی نیز با كاربرد اقتصادی پدیدار شد و بر تنوع اشیا سفالی افزود.

4- نوعی سفال معروف به « خاكستری» از نوع شاه تپه و دشت گرگان در برخی محوطه های دوران برنز در جنوب تركمنستان ظاهر شد.

در دوره نمازگاه IV در خاپوز تپه خمیر سفال به صورت دو مرحله ای ساخته می شد به این معنی كه ابتدا گل با دست فرم داده می شد و سپس با چرخ سفالگری پرداخت می گردید

در عصر جدید برنز مهرهای مسطح با نقشهای متنوع در اختیار سفالگر بود كه به هنگام پرداخت ظرف می توانست آن مهرها را بر بدنه ظرف بفشارد و نوع بدیعی پدید آورد

در دوره كوشانی تكنولوژی ساخت پیكركهای سفالی قابل توجه بود. آن پیكركها كه انسان و حیوان و اسباب بازی را شامل می شد به چند طریق ساخته می شد، یا تماما با دست ساخته می شدند یا بدن پیكركها با چرخ سفالگری و توخالی ساخته می شد و بعدا اعضای بدن به آن اضافه می شد. گاه هم پیكركها با قالبهای یك پارچه و یا با قالبهای تكه ساخته می شدند. پیكركهای انسان معمولا دارای چهره های زیبا بودند. ساخت پیكره با روش قالب گیری در تاكسیلا آغاز شد و در مراكز دیگر صنعتی كوشانی رواج یافت

ساخت سفال در آسیای میانه تا ظهور اسلام در قرن هفتم و هشتم هجری (سیزدهم میلادی) تقریبا از شیوه یكنواختی تبعیت می كرد اما در سده های اولیه اسلام تغییراتی در تكنولوژی سفال ایجاد می شد كه به تبع آن فرم و شكل و تزئینات آن نیز تا حدودی دگرگون شد. با ابداع قالب، امكان ساخت ظرفها و اشیا سفالی با فرمهای دلخواه و گونه های كاملا یكنواخت فراهم گردید. تنگها و ظرفها با بدنه كروی در دورن دو یا چند قالب كه با نقش منفی آماده شده بود، ریخته و پرداخته می شد و آنگاه قطعه ها به هم متصل می شدند و پس از ترمیم و تحكیم محل اتصال به كوره سپرده می شدند، البته این گونه ظرفها بخش كوچكی از انبوه ظرفهایی بود كه كماكان با چرخ سفالگری ساخته می شد

در ایران نیز این نوع سفالینه در تمامی مراكز سفالگری آن عصر ساخته می شد كه مرغوبترین و زیباترین آنها متعلق به شهر نیشابور بود

در اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم میلادی پیشرفت تازه ای در تولید سفال آسیای میانه حاصل شد. به دنبال تماسهای گسترده بین دولت تیموری و كشورهای دیگر نوع تازه ای از سفال كه به تقلید از چینی آلات وارد شده از چین ساخته می شدند، پدید آمد این سفالهای چینی مانند كه از « كشینه» (مخلوط خاك رس و اكسید فلزات) ساخته می شد در بسیاری از شهرهای آسیای میانه تولید می گردید

كاربرد سفال

اگرچه با گذشت زمان، سفال در ساخت اشیا و لوازم متنوع مورد نیاز كاربردهای متعددی پیدا كرده، اما به نظر
می رسد كه انگیزه اولیه انسان برای استفاده از آن ماده عمدتا به صورت ظرف بوده است. كاوشهای باستان شناسی معلوم داشته است كهن ترین ظرفهای سفالی كه از تپه جیتون كشف شده اند، كاسه های بیضی شكل، فنجانها و
كاسه هایی با بدنه منحنی بوده اند

در مرحله پایانی فرهنگ جیتون مقارن با اوایل هزاره پنجم پیش از میلاد سفال علاوه بر ظروف در كاربرد دیگری ظاهر شد و آن پیكركها بود كه در هیئت سر انسان و گاو ساخته می شد

در حدود چهار هزار سال پیش از میلاد و همزمان با دوره فرهنگی آنوی IB از سفال ظرفهایی جهت پخت و پز و ظرفهای بزرگی با بدنه كروی برای ذخیره مواد غذایی ساخته می شد در آن دوره هم پیكركهای سفالی ساخته شده كه با نمونه های بدست آمده از جئوكسیور و تپه قبرستان قابل مقایسه بود و در برخی موارد الهه باروری را مجسم
می كرد

در هزاره چهارم پیش ازمیلاد و در آلتین تپه مهرهای مسطح سفالی ساخته می شد كه در پشت آن یك برآمدگی وجود داشت، كاربرد این مهرها را به عنوان تعویذ و احراز مالكیت دانسته اند

در اوایل هزاره سوم پیش از میلاد در تپه های آنو و نمازگاه علاوه بر ظرفها و پیكركهای فراوان، یك شیی دیگر سفالی با كاربرد اقتصادی ظاهر شد و آن مهره بود

در حدود 2000 سال پیش از میلاد در جنوب غربی آسیای میانه ظرفهای سفالی بسیار متنوعی ساخته می شد و انواع آن در شكل و فرم به حدود 30 گونه می رسید كه ظرفهای پایه دار، ظرفهای زاویه دار، ظرفهای آبریزدار، ظرفهای دهن گشاد، كاسه های نیم كروی، ظرفهای لبه دار و منقلهای پهن از آن جمله بودند

در همان دوره در كوكچا از نواحی خوارزم علاوه بر انواع ظرف خمره های بزرگی ساخته می شد كه جهت تدفین اموات كاربرد داشت

از حدود 1600 تا 1000 پیش ازمیلاد هم ظرفهایی به منظور استفاده های روزمره، ذخیره مواد غذایی و آشپرخانه ساخته می شد و شكلهای متفاوت و گوناگون داشت.

ظرفهایی كه برای استفاده روزمره كاربرد داشتند، قیفی شكل، پایه دار، فنجان، ساغر، لیوانهای كمرباریك، قوری، ظرفهای كوچك، كوزه و پارچ را شامل می شدند و ظرفهای ذخیره و خمره های بزرگ بودند. ظرفهای آشپزخانه هم عبارت بودند از ظرفهای كوچك، كوزه ها، قوریهای لوله دار، لگنها، آبكشها ، دیگها، ظرفهای پایه دار و درپوشها

دست ساخته های سفالی با كاربرد استودان در كالچایان واقع در سرخان دریا مربوط به قرنهای پنجم و ششم میلادی و بیانایمن واقع در زرافشان مربوط به قرن ششم میلادی مشاهده شده است

در دوره كوشانی سفال كاربردهای بسیار متنوعی داشت. علاوه بر انواع ظرف، پیكركهای جالب و گوناگون از انسان و حیواناتی از قبیل گاونر، فیل، شتر، میمون، سگ، قوچ، بز، ببر، مار، كروكودیل، خوك و پرندگان ساخته می شد. علاوه بر آنها گاریهای كوچك سفالی كه به عنوان اسباب بازی ساخته می شدند شاید كاربرد جدیدی از سفال باشند

در میان اشیا متعدد و گوناگون سفالی كشف شده از پنجكنت هم از اسباب بازی نام برده شده است

یكی دیگر از كاربردهای سفال نشان یا مدال بود كه نمونه هایی از آن در «اوگارك» واقع در حوزه پائین سیر دریا و در نزدیكی طراز در قزاقستان بدست آمده است

شاید بتوان گفت جالب ترین جنبه كاربرد سفال، مكتوب واقع شدن آن است، اگرچه در بسیاری موارد رسالت نقش روی سفالها از همان آغاز بیان و القا پیامها و مفاهیمی بوده و در واقع مقدمه و پیش درآمدی برای كتابت محسوب
می شده اند، اما در دوران تكامل خط، در بسیاری از مواقع سفال خود به مثابه صفحه ای بوده و بر آن مطالب گوناگونی نوشته شده است.

در میان آثار جالب توجهی كه در سال 1948 م از نسای قدیم بدست آمد، حدود 2800 قطعه سفال بود كه بر روی آنها مطالبی درباره چگونگی تاكداری، انگورچینی و انباركردن انگور و تخمیر انگور نوشته شده است. این سفالها طی یك قرن به زبان پارتی متداول در قرن اول و دوم پیش ازمیلاد و به خط آرامی نوشته شده و كهن ترین اسناد كتبی پارتی محسوب می گردند

در محلی به نام قره تپه در شمال غرب ترمذ هم نوعی سفال ظریف بدست آمده كه بر روی آن كتیبه هایی به خط برهمایی یا خوارشتی نوشته شده بود و زبان شناسان آن را بسیار با اهمیت ارزیابی كرده اند

علاوه بر این، از سال 1954 م تعدادی سفال نوشته شده به زبانی نامعلوم و خطوطی ناشناخته از دوان یونانی – بلخی و كوشانی در آسیای میانه كشف شده است كه موارد زیر از آن جمله اند:

-سه نوشته ناقص بر روی قطعات سفال در قره تپه ازبكستان.

-نوشته ای بر روی یك قطعه سفال در خاتین رباط در جنوب تركمنستان.

-نوشته ای بر روی یك قطعه سفال در تكوز تپه در جنوب تركمنستان.

-نوشته هایی بر روی قطعه سفال در مرو كهن تركمنستان.

-چندین نوشته بر روی ظرفهای سفالی در فیاض تپه نزدیك ترمذ

به دنبال گسترش اسلام در آسیای میانه به تبع آن رواج خط عربی، ظرفهای سفالی بستری مناسب جهت نگارش آن خط شد و همان خط ممیزه سفال دوران اسلامی از سفال پیش از اسلام گر

نوشته شده توسط آرتان در  یکشنبه 25 شهریور 1386 و ساعت 03:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر دهید...
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

آرتان (85)


موضوعات

زرتشت (14)
تاریخ ایران باستان (49)
سیاسی (1)
شعر و ادب (10)
تصاویر تمدن ایران (7)
هنر ایرانیان (1)
دینی (1)
مطالب یا کتاب درخواستنی شما (1)
کتابخانه (1)


 آرشیو

مهر 1386 (20)
شهریور 1386 (37)
مرداد 1386 (28)


صفحات





لینكستان

  پشت سیم خاردار

  پدر سایت های رپ در جنوب...

  به روز شوید..





لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم هم اورمزد هم ایزدانت پرستم هم آن فر و فروهر دوست دارم بجان پاک پیغمبر باستانت که پیری است روشن نگر دوست دارم گرانمایه زرتشت را من فزونتر ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم بشر بهتر از او ندید و نبیند من آن بهترین از بشر دوست دارم سه نیکش بهین رهنمای جهان است مفیدی چنین مختصر دوست دارم ابر مرد ایرانی ای راهبر بود من ایرانی راهبر دوست دارم نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد از اینروش هم معتبر دوست دارم




شبی دل بود و دلدار خردمند که با بانگ بنان و نام ایران دوچشمم شدزشور عشق گریان چو دلبر شور اشک شوق را دید به شیرینی ز من مستانه پرسید بگو جانا که مفهوم وطن چیست که بی مهرش دلی گر هست دل نیست به زیر پرچم ایران نشستیم ودر را جز به روی عشق بستیم به یمن عشق در ناب سفتیم ودر وصف وطن اینگونه گفتیم وطن یعنی درختی ریشه در خاک اصیل و سالم و پر بهره و پاک وطن خاکی سراسر افتخار است که ازجمشید واز کی یادگار است وطن یعنی سرود پاک بودن نگهبان تمام خاک بودن وطن یعنی نژاد آریایی نجابت مهرورزی باصفایی وطن خاک اشو زرتشت که دل را می برد تا اوج خورشید وطن یعنی اوستا خواندن دل به آیین اهورا ماندن دل وطن تیر و کمان آرش ماست سیاوش های غرق آتش ماست وطن نقش و نگار تخت جمشید شکوه روزگار تخت جمشید وطن منشور آزادی کوروش شکوه جوشش خون سیاوش وطن یعنی خزر صیاد جنگل خلیج فارس رقص نور مشعل کنون ای هم وطن ای جان جانان بیا با ما بگو پاینده ایران بیا با ما بگو پاینده ایران بیا با ما بگو پاینده ایران