تبلیغات
پایگاه> تاریخ>فرهنگ>تمدن> ایران باستان - انوشیروان ، شاه فیلسوف افلاطونی ...!!!
پایگاه> تاریخ>فرهنگ>تمدن> ایران باستان




انوشیروان ، شاه فیلسوف افلاطونی ...!!! [تاریخ ایران باستان , ]



نقش برجسته انوشیروان در کاخ دادگستری تهران ( عکس از تارنامه زرتشت )

مشهورترین روایتی كه از خسرو انوشیروان نقل می‌كنند، روایت آن كفاشی است كه در زمان بحران كشور و خالی شدن خزانه شاهی، اعلام می‌كند كه می‌تواند خزانه شاه را پر كند اما شرط وی كسب اجازه تحصیل برای پسرش است.

خسرو انوشیروان كه در تاریخ به انوشیروان دادگر شهرت یافته است، حتی به‌قیمت پرشدن خزانه كشور، حاضر نمی‌شود به پسر كفاش اجازه تحصیل دهد.
این داستان كه صحت و سقم آن مشخص نیست، غالباً مستمسكی شده بود در دست روشنفكران چپ‌گرا برای نقد جامعه ساسانی و طبقاتی بودن آن. بی‌توجه به این نكته كه:
1. با افكار امروزی نمی‌توان گذشته را سنجید،
2. طبقاتی بودن جامعه ساسانی اقتصادی نبود، شغلی بود تا جایی‌كه كفاشی به‌راحتی می‌توانست خزانه شاهی را پُر كند!

نقش برجسته انوشیروان در کاخ دادگستری تهران ( عکس از تارنامه زرتشت )

 

نقش برجسته انوشیروان در کاخ دادگستری تهران ( عکس از تارنامه زرتشت )

خسرو یكم انوشیروان (531-579) در تاریخ ساسانیان مظهر شاه فیلسوف است. بیشترین تبادلات فرهنگی میان ایران و كشورهای دیگر در زمان این پادشاه صورت گرفته است كه مشهورترین آن داد و ستد شترنگ (شطرنج) و تخته‌نرد میان ایران و هند است.
به‌گفته دكتر تورج دریایی، ظاهراً آغوش ایران برای ایجاد رابطه و داد و ستد اندیشه‌ها با دیگر ملل به‌ویژه هند و روم باز بوده است. آثاری در زمینه پزشكی، اخترشناسی، قصه‌ها و افسانه‌ها به ایران آورده شد. از روم آلات موسیقی، آثار گوناگون علمی، رساله‌ای پزشكی و متون فلسفی را به ایران آوردند و ترجمه كردند.
كتاب كلیله و دمنه هم نخستین بار در زمان این پادشاه به ایران آورده و ترجمه شد.
خسرو انوشیروان چنان به فلسفه دلبسته بود كه لقب «شاه فیلسوف افلاطونی» گرفته بود. لقب عادل و دادگر از آن رو به این پادشاه داده شد كه تدوین قوانین در قالب كتاب «مادیان هزار دادستان» در زمان وی آغاز شد. وی همچنین دست به برخی اصلاحات اداری، اقتصادی و نظامی زد.
از لحاظ مذهبی نیز شیوه او مدارا بود. رهبر مسیحیان در زمان این پادشاه دارای عنوان «ایران كاتولیكوس» بود. گرچه از سوی دیگر، بازمانده مزدكیان در زمان همین پادشاه سركوب شدند ولی دینهای توحیدی از آزادی و حتی اجازه تبلیغ در زمان خسرو انوشیروان برخوردار بودند.


نوشته شده توسط آرتان در  دوشنبه 22 مرداد 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر دهید...
       




وبلاگ من
  وبلاگ من
  ایمیل من
    

[yahoo]




بایگانی

 نویسندگان

آرتان (85)


موضوعات

زرتشت (14)
تاریخ ایران باستان (49)
سیاسی (1)
شعر و ادب (10)
تصاویر تمدن ایران (7)
هنر ایرانیان (1)
دینی (1)
مطالب یا کتاب درخواستنی شما (1)
کتابخانه (1)


 آرشیو

مهر 1386 (20)
شهریور 1386 (37)
مرداد 1386 (28)


صفحات





لینكستان

  پشت سیم خاردار

  پدر سایت های رپ در جنوب...

  به روز شوید..





لینكدونی
آرشیو لینكدونی




جستجو
جستجو در بلاگ






خبرنامه





آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -




ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم هم اورمزد هم ایزدانت پرستم هم آن فر و فروهر دوست دارم بجان پاک پیغمبر باستانت که پیری است روشن نگر دوست دارم گرانمایه زرتشت را من فزونتر ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم بشر بهتر از او ندید و نبیند من آن بهترین از بشر دوست دارم سه نیکش بهین رهنمای جهان است مفیدی چنین مختصر دوست دارم ابر مرد ایرانی ای راهبر بود من ایرانی راهبر دوست دارم نه کشت و نه دستور کشتن به کس داد از اینروش هم معتبر دوست دارم




شبی دل بود و دلدار خردمند که با بانگ بنان و نام ایران دوچشمم شدزشور عشق گریان چو دلبر شور اشک شوق را دید به شیرینی ز من مستانه پرسید بگو جانا که مفهوم وطن چیست که بی مهرش دلی گر هست دل نیست به زیر پرچم ایران نشستیم ودر را جز به روی عشق بستیم به یمن عشق در ناب سفتیم ودر وصف وطن اینگونه گفتیم وطن یعنی درختی ریشه در خاک اصیل و سالم و پر بهره و پاک وطن خاکی سراسر افتخار است که ازجمشید واز کی یادگار است وطن یعنی سرود پاک بودن نگهبان تمام خاک بودن وطن یعنی نژاد آریایی نجابت مهرورزی باصفایی وطن خاک اشو زرتشت که دل را می برد تا اوج خورشید وطن یعنی اوستا خواندن دل به آیین اهورا ماندن دل وطن تیر و کمان آرش ماست سیاوش های غرق آتش ماست وطن نقش و نگار تخت جمشید شکوه روزگار تخت جمشید وطن منشور آزادی کوروش شکوه جوشش خون سیاوش وطن یعنی خزر صیاد جنگل خلیج فارس رقص نور مشعل کنون ای هم وطن ای جان جانان بیا با ما بگو پاینده ایران بیا با ما بگو پاینده ایران بیا با ما بگو پاینده ایران